سلام دوستان از این به بعد اگه نظر تون مثبته می خوایم بخش داستان رو تو سایت راه اندازی کنیم اگه موافقید در همین پست نظرتونو بنویسید!!!

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/yasekhaki/yasekhakii(3).jpg

 

مشهدی بخونین .باشه یره؟

منبع: axfree.mihanblog.com کپی برداری فقط با ذکر منبع




دیشب جای شما خالی افطاری دعوت بودیم خانه دوستا اینا توی یکی از ییلاقات اطراف مشهد…!

هنوز الف الله و اکبر رو نگفته بودن که فرمان حمله صادر شدو مهمونا حمله کردن…!

راستش اول یه بشقاب شیر برنج با شیر محلی خوردم که خیلی حال داد…! بعدش یه دورانی زدم توی سفره که دیدم یکی یه بشقاب اش داد دستم گفت بخور…!! گفتم چشم…!! لامصب چه اشی بود…تند و خوشمزه…! اش که تموم شد دیدم دیس پلو با لِنگ مرغ جلوم سبز شد…! ای جان…! بُخور که مُخوری…! برنج و مرغ که تموم شد نصف پارچ دوغ رو خوردم که شور بود لامصب و مجبور شدم برای رفع شوری یه نصف بطری نوشابه خانواده رو بریزم توی خندق بلا….!

axfree.mihanblog.com

 


 

همینجور چشمام دُودُو میزد توی سفره که چشمم افتاد به نونای سنگک برشته پر از

کُنجد…! یه نصفه نون سَنگک رو با پنیر و سبزی زدم توی رگ و اومدم بگم خدایا

شکرت که دیدم دیس زولبیا بامیه داره چشمک میزنه و دِلبری میکنهُ با زبون بی زبونی

میگه خدا لعنتت کنه اگه منو نخوری…! چارپنج تا بامیه و دوسه تا زولبیا رو گذاشتم

توی پیش دستی و هنوز تموم نشده بود که دیدم هندونه و خربزه اوردن…اَی

لاکردار…!! مگه میشد خربزه جیم اباد و هندونه ترد و خونی رو نخورد… اشهدم رو

گفتم و بخور که مُخُوری…!!

خلاصه دوسه تا چایی هم خوردیم و زدیم بیرون…! دور فلکه که رسیدم دیدم ای

جان…چی لواشکای تمیزی…چی قرقروتای خوبی…! چی الوچه های مقبولی…! چی

عنابای تازه ای…! خلاصه از همه خریدیم و دوتا بستنی نونی دوبله هم خوردم و

برگشتیم شهر…! تلویزیون رو روشن کردم دیدم یه فیلم سینمایی هیجانی داره که یه

خانومی بچه اش تو هواپیما گم شده …! اقا زود قابلمه رو گذاشتم روی گاز و یه کم

نمک و روغن ریختم توش با دوتا مشت ذرت خام چُس فیل درست کردم یا بقول بچه ها

پُفیلا…!! هلو و الوزرد و شلیل و انگور و انجیر و خربزه و خیارم گذاشتم توی سینی با

چس فیلا اوردم گذاشتم پهلوم… تا اومدم بخورم دیدم ای دل غافل…! الوچه ها و

قرقروت و عناب و لواشک رو نیاوردم… خلاصه جستی زدم سور و سات رو جور کردم و

بخور که مُخُوری…!!

اقا ای فیلم لامصب بس که هیجانی بود وقتی تموم شد ته سور و سات هم بالا اومده

بود…!

مَگه مو تا خود صبح خوابیدم…هی اخ و اوخ بکن به ای دَنده برو هی به او دَنده برو…!

روم به دیفال روم به دیفال ای شیکمم یک صداهای عجیب غریبی مُکُنه که ای

همساده بَغلی امده در مزنه مِگه ای چی صداهاییه که میه از خانه شما…!!

ره همچی دلُم درد مُکُنه که چی…؟

نِمدِنُم بره چی…؟ مو که چیز بدی نِخوُردُم که…!! چیز بدی خوردُم..؟؟


با تشکر از تلخ نوشته ها